ویدئو| واکنش محمدرضا گلزار به جان‌باختن دانش‌آموزان میناب «۳۶۰ درجه»: ۳۶ سال پس از درگذشت شاعر خراسانی | اخوان همچنان خواندنی است ویدئو | لحظه برخورد خودروی سواری و موتورسیکلت در بلوار چمن مشهد روایت محمدی گلپایگانی از دغدغه‌های فرهنگی رهبر شهید + فیلم ویدئو | پرچم خونخواهی «آقای شهید ایران» در رواق دارالذکر حرم مطهر امام رضا(ع) به اهتزاز درآمد مشهد در ششمین سال تنش آبی، ذخیره سد‌ها به ۲.۷ درصد رسید | پروژه‌های اضطراری آب مشهد در انتظار پول + فیلم ویدئو | حضور آیت‌الله کشمیری در رواق دارالذکر برای ادای احترام به رهبر شهید ویدئو | صدوهشتادونهمین شب حضور مردم مشهد در سنگر خیابان | برای آینده کشور در خیابان می‌مانیم (۱۴ شهریور ۱۴۰۵) ویدئو | تصاویری از رصد و اقدام علیه شناور‌های متخلف در تنگه هرمز موشن‌گرافی | ۱۵ جایگاه عرضه بنزین آزاد در کدام مناطق شهر مشهد قرار دارند؟ ویدئو| روایت مادر اکبر عبدی از قلب مهربان پسرش ویدئو | صدا‌های انفجار در بندر جاسک و جزیره قشم ناشی از شلیک نیرو‌های مسلح ایران است (۱۴ شهریور ۱۴۰۵) اتمام حجت دادستان مشهد با مدیران استانی دستگاه‌ها | ترک فعل در حوزه عفاف و حجاب و سلامت اجتماعی پذیرفتنی نیست + فیلم ویدئو| تیزر رسمی سریال «دیوار دفاعی» منتشر شد ویدئو| طوفان سهمگین در تورنتو
سرخط خبرها

پادکست | ۸ روایت تا غدیر | قسمت پنجم ماجرای ارثیه سه برادر

مجموعه ۸ روایت تا غدیر داستان‌های کوتاه و صوتی است که در دهه ولایت (عید قربان تا عید سعید غدیر) از شهرآرا نیوز منتشر شود.
  • کد خبر: ۱۱۷۰۴۰
  • ۲۳ تير ۱۴۰۱ - ۱۹:۵۹

به گزارش شهرآرانیوز، این روایت‌ها هرچند کوتاه، اما باز هم شنیدنی است. روایت‌هایی که نشان می‌دهد حضرت علی (ع) چرا جانشین نبی خدا (ص) شد.

قضاوت امام علی(ع) بین سه برادر 

توضیح صحنه: صدای زنگوله شترها و ماغ‌کشیدن آن‌ها شنیده می‌شود. سه مرد درحال جروبحث هستند. 

برادر اول: من باز هم می‌گویم یکی را باید سلاخی کنیم. با همین شمشیر تکه‌تکه‌اش کنیم و کار تمام است. 

برادر دوم: حتما راه دیگری هم هست... باید باشد. 

برادر سوم: چند قسمتش کنیم و من گردنش را می‌اندازم جلو تو... سهم تو با این عقلی که داری همین‌قدر است. 

برادر دوم: بهتر است برویم پیش امیرالمؤمنین... او حتما راه چاره‌ای پیدا می‌کند. 

برادر اول: تفاوتش فقط این است که او با ذوالفقار همان کاری را می‌کند که گفتم. نکند ذوالفقار رنگین‌تر از شمشیر من است. 

برادر دوم: مگر نشنیده‌ای بین آن دو زن چطور قضاوت کرد؟ آدم انگشت‌به‌دهان می‌ماند! 

برادر سوم: هنوز هم درباره آن ماجرا صحبت می‌کنند. 

راوی: این سه برادر هفده شتر داشتند و قرار بود هرکدام از آن‌ها سهم معلومی از این شترها بردارد، اما نمی‌توانستند به توافق برسند. برای همین به سراغ علی(ع) آمدند تا بین آن‌ها قضاوت کند. 

برادر دوم: یا امیر، ما سه برادریم که هفده شتر از پدرمان به ارث برده‌ایم! سهم برادر بزرگ نصف شترها، سهم برادر دیگر یک‌سوم، و برادر کوچک هم یک‌نهم از شترهاست؛ اما چون نمی‌توانیم شترها را تکه‌تکه کنیم، در تقسیم آن‌ها درمانده‌ایم. 

علی(ع): اگر اجازه دهید، من یک شتر از شترهای خودم را به شترهای شما اضافه می‌کنم و سپس آن‌ها را تقسیم می‌کنیم. 

راوی: وقتی شتر امام به شترها اضافه شد، برادرها صاحب هجده شتر شدند. حالا تقسیم آن‌ها آسان بود. 

علی(ع): برادر بزرگ‌تر نصف شترها را برمی‌دارد؛ یعنی 9 شتر. برادر دیگر یک‌سوم که می‌شود 6 شتر و درنهایت برادر کوچک‌تر که یک‌نهم سهم دارد، دو شتر صاحب می‌شود. حالا 9 و 6 و 2 می‌شود هفده و شتر من هم به خودم برمی‌گردد. 

برادر اول: چگونه شد؟ 

برادر دوم: صبر کن... چرا به فکر ما نرسید؟ 

برادر سوم: انگار پسر ابوطالب جادویی چیزی می‌داند... چطور ما هرچه فکرهایمان را روی هم گذاشتیم نشد که نشد؟ 

برادر دوم: گفته بودم چاره کار دست امیرالمؤمنین علی است... 

برادر اول: آن شتر آخر چه شد، همانی که می‌خواستیم تکه‌تکه‌اش کنیم؟ 

برادر سوم: یک‌بار دیگر بشمار؛ 9 و 6 و 2 می‌شود چقدر؟ با انگشت‌هایت حساب کن... 

توضیح صحنه: صدای آن‌ها که هنوز شگفت‌زده‌اند، کم‌کم فید می‌شود.

گوینده: آرش تقوی
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->